به نام اهورامزدا
ریشه های ما به آب. شاخه های ما به آفتاب میرسد
ما دوباره سبز می شویم
حوادث خونین تهران در روز عاشورا؛ تایید خبر کشته شدن خواهرزاده میرحسین موسوی
اخبار ضد و نقیض از تعداد زخمی ها و کشته های روز عاشورا در تهران شنيده ميشود. در حالیکه خبرگزاری های رسمی دولت تا این لحظه هر گونه کشته ای در روز جاری را تکذیب می کنند، خبر کشته شدن فرزند خواهر میرحسین موسوی منتشر گردید. امروز تهران یکی از پر حادثه ترین روزهای پس از انتخابات را پشت سر گذاشت. از حوالی ظهر زد و خوردها و درگیری هایی از سطح تهران گزارش گردیده است.
دریافت اخبار ضد و نقیض از زخمی ها و کشته های روز عاشورا در تهران همچنان ادامه دارد.
اخبار تكميلي: در حالیکه خبرگزاری های رسمی دولت تا این لحظه هر گونه تلفاتی در روز جاری را تکذیب می کنند، خبر کشته شدن فرزند خواهر میرحسین موسوی منتشر گردید. بر اساس گزارشهاي رسيده، سید علی موسوي در جريان مراسم عزاداري امروز مورد اصابت گلوله قرار گرفته و كشته شده است. پيكر سيد علي حبیبی موسوي خامنه - 35 ساله و داراي 2 فرزند - در سردخانه بيمارستان ابنسينای تهران بوده و گفته ميشود هم اكنون برخي سران اصلاحات در بيمارستان حضور يافتهاند.
بر اساس گزارشهاي غير رسمي در گيريهاي پراكندهاي در شهرهاي ديگر از جمله اصفهان، قم، نجف آباد، شيراز، اراك و بابل نيز گزارش شده است.
به گزارش خبرنگاران "آرمان ایران" از سطح شهر تهران در حالیکه روز عاشورا در تهران نظیر روز تاسوعا با حضور گسترده نیروهای امنیتی و ضد شورش در خیابان های اصلی و میادین مهم تهران آغاز گردیده بود، سرانجام حوالی ظهر به زد و خوردها و درگیری هایی کشیده شد، که اخبار متفاوتی از این درگیری ها گزارش شده است.
مردمی که برای برپایی عزاداری به سمت خیابان های مرکزی شهر و بویژه خیابان های انقلاب و آزادی سرازیر شده بودند، با ممانعت های پلیس برای تجمع در خیابان های مرکزی مواجه گردیدند، که همین امر باعث بوجود آمدن گروه های جداگانه ای از مردم در خیابان های اطراف گردید، لحظاتی بعد بواسطه واکنش هایی که از سوی موتورسواران نیروهای ویژه صورت می گرفت فضا با شعارهای تندی به تشنج کشیده شد.
با تشدید درگیری ها در مرکز شهر حرکت خودروها نیز مختل گردیده و ترافیک سنگینی کلیه محورهای مواصلاتی در مرکز شهر را در بر گرفت به نحوی که حرکت نیروهای انتظامی و همچنین خودروهای امداد رسانی را نیز دچار مشکل نمود.
شاهدان عینی از شدت درگیری در حوالی چهارراه کالج (حافظ و انقلاب) گزارش داده اند، رفت و آمد آمبولانس ها در این منطقه حکایت از شدت حوادث در این منطقه و مجروحیت برخی داشته است.
در این بین شلیک گلوله های اشک آور و گاز فلفل در بین مردم فضا را حادتر نموده و برخی درگیری ها از نقاط مختلف نیز گزارش شده است. افراد زیادی مورد اصابت ضربات باتوم نیروهای حافظ امنیت این روز قرار گرفتند، و از طرفی اهانت های صورت گرفته به مردمی که غالبا با لباس های سیاه در مراسم روز عاشورا حاضر شده بودند به جریحه دار شدن بیشتر احساسات آنها می انجامید.
شبکه العربیه در گزارش خود، به کشته شدن 3 تا 5 نفر در این حادثه اشاره نموده و خبرگزاری بی بی سی نیز از کشته شدن 4 نفر در حوادث روز عاشورا گزارش داشته است.
در همین حال اسوشیتدپرس نیز به نقل از شاهدان عینی به کشته شدن 4 نفر اشاره نموده، از جمله پیرمردی را ذکر نموده که از ناحیه سر مورد اصابت قرار گرفته بوده است.
در حالیکه خبرگزاری فارس با رد ادعای خبرگزاری های خارجی تاکید داشته است که هیچ کس در این درگیری ها کشته نشده، این خبرگزاری در اخبار خود تعداد طرفداران میر حسین موسوی را بسیار اندک شمرده و آنها را مسبب شروع درگیری ها ذکر نموده است.
در گزارشات دریافتی آرمان ایران از دود غلیظی که برای دقایقی از حوالی میدان انقلاب قابل مشاهده بود خبر دریافت شده، که برخی از آتش زده شدن خورو و موتورسیکلت در مرکز شهر خبر داده اند.
از ساعت 11 صبح همزمان با آغاز حوادث دائما هلی کوپتر پلیس در آسمان تهران در حال چرخیدن بوده است.
افرادی که بعد از ظهر نیز از چهارراه حافظ عبور نموده اند اشاره نموده اند که فضا همچنان در این منطقه غیرعادی می باشد. شنیده شده در خلال درگیری های صبح به حفاظ های خطوط بی آر تی آسیب های زیادی وارد آمده است.
"آینده" در همین زمینه گزارش داده:
در عصر عاشورا دست كم سه ایستگاه مترو در مسیر آزادی - انقلاب بسته شده است و تعدادی گاز اشك آور نیز شلیك شده است و ازدحام حركت به سوی این خیابان مشاهده می شود.
بنابر مشاهدات خبرنگار آینده ماموران در اقدامی بی سابقه كلیه محورهای حركت خودروها بسوی خیابان آزادی را از بزرگراههای اصلی مسدود كردهاند.در برخی نقاط نزدیك به آزادی هم اختلال در تلفن همراه گزارش شده است.
معترضین در دسته های كوچك و بزرگ شعار داده و به دلیل استقرار گسترده نیرو در خیابان آزادی، بیشتر آنان در خیابانهای زیر خیابان آزادی حركت كرده و با سر دادن شعار در رفت و آمد هستند.
یك خودرو نیز در منطقه درگیری آتش گرفت كه دود آن برای دقایقی در آسمان هویدا بود.

این محرم و عاشورا نیز تمام شد اما با چه قیمتی؟این عاشورا عاشورای حسینی نبود این
عاشورای برادران و خواهران ایران زمین بود
الله اکبر
یکی از استادان و روشنفکران بزرگ ایران چنین می گوید:
در شگفتم از ملتی که خود در زیر بار ظلم و شکنجه و..... زندگی می کند و بر حسینی می گریند که
آزادانه زیست و آزادانه کشته شد. ( دکتر علی شریعتی)
به نام آفریدگار بر حق
(اهورامزدا)
ای که در فرمانروایی پا برجایی ای که در پادشاهی دیرینه ای ای که در جلالت و شوکت بزرگی
ای که بر بندگان خویش مهربانی ای که بر هر چیز دانایی ای که نسبت به نافرمان خود بردباری
ای که به امیدوار خود بخشنده ای ای که در آفریدن و ساختنت فرزانه ای ، ای که درعین فرزانگی
مهربانی، ای که در لطف خود دیرینه ای
الحمدلله رب العالمین
الرحمن الرحیم مالک یوم الدین
تو را ستایش می کنیم و از تو یاری می طلبیم...
با سلام و خسته نباشید خدمت همه دوستان و همراهان گرامی و همچنین ملت همیشه شجاع و در صحنه ملت امید ایران...
همان طورکه آگاه هستید مدتی است که آپ اصلی در مورد نیروی درون ریکی به زبان ژاپنی و یا نیروی چی به زبان چینی می باشد.که مطالب بسیار جالب و حائز اهمیتی در بعد خود می باشد و امروز آخرین قسمت از مطالب مورد بحث ( نیروی ریکی ) را برای دوستان قرار می دهیم که امید وارم تا کنون مورد استفاده قرار گرفته باشد.
اما مطالب در بعد خبر رسانی بدون سانسور اخبار ایران همونطور که گفتیم این قسمت از وب که حاوی عناوین و مطالب خاص می باشد به صورت ماهانه به روز رسانی خواهد شد بجر در موارد خاص که به صورت روزانه به روز رسانی خواهد شد هماطور که گفتیم فقط در موراد خاص این قسمت به صورت پی در پی آپ خواهد شد.
من متذکر شده بودم که مطالب در بعد کونگ فو توآ به علت تغییرات چشم گیر بسیار محدود خواهد شد و سعی خواهیم کرداز شعار دادن و بحث های بیهودن در این زمینه خودداری کنیم و سعی خواهیم کرد که مطالب ما پیرامون مطالب علمی باشد که مورد استفاده همه عزیزان قرار بگیرد.احتمال این امر وجود دارد که تا پایان سال 88 و شروع سال جدید 1389 ما مطالب خاصی رو در زمینه علمی نداشته باشیم اما مطالبی در زمینه جدید در حال بررسی و مطالعه می باشد که به عنوان بحث هایی جدید و علمی از آن استفاده خواهیم کرد که شامل شناخت( بدن،آسیب شناسی و حرکات اصلاحی) می باشد که در صورت تثبیت این امر،موضوع را به اطلاع دوستان خواهیم رساند.
-----------------------------------------------
ادامه مطلب...
به نام یگانه خالق آسمان و زمین
اهورامزدا
من به چشمهای بیقرار تو قول میدهم ریشههای ما به آب شاخههای ما به آفتاب میرسد
ما دوباره سبز میشویم
با سلام خدمت همه همراهان عزیز و گرامی و تمام بازدید کنندگان و ملت امید ایران.اگه مشاهده کردید در بروز رسانی وب وقفه ای و جود داشت به خاطر سلسله مشکلاتی است که برای نویسنده وب بوجود آمده است و از این پس وب کونگ فو توآ به صورت هفتگی یا ماهانه به روز خواهد شد بجز در موارد خاص.
بیانیه چهاردهم میرحسین موسوی از 13 آبان می گوید:
سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند
"آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه میرسد. آیا امروز قابلتصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست دادهایم، و اگر چنین نباشد این نشانهای از ریشههای انقلابی ماست." میرحسین موسوی، در چهاردهمین بیانیه خود صحبت های مهمی را در چند روز مانده به 13 آبان بیان می کند.
بسم الله الرحمن الرحیم
در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجهای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحولخواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سالها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است ...»
دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانشآموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانهترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیرهکننده دست مییابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسانها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمیشناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه افتادن لازم نبود که پیدرپی شماتت شوند.
درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام میخواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچیک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت.
حتی خود دانشجویان تصور میکردند بعد از چند روز حادثه تمام میشود و به خانههایشان باز میگردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد میداند که جامعهای شکلیافته از چوبهای فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزهای ندارد. او مردم را رهبر میپسندید، زیرا میدانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده میکرد.
آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه میرسد. آیا امروز قابلتصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست دادهایم، و اگر چنین نباشد این نشانهای از ریشههای انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشههاست که سبز شدهایم، ریشههایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو میکنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاطآمیز داشته باشیم.
حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافهپرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یکصدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشههای تاریخیاش نفع نمیبرد، و اگر برخی دولتهای بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه میکنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله مینشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه وجود دارد برای ملت ما قناعت میکنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت شویم.
این روزها هر نگاهی که به نگاهی میافتد از پیروزی میپرسد. کی به آن میرسیم؟ چه چیز ما را به آن میرساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش میاندازد؟ و چه چیز آن را کمال میبخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواستهای در جامعه متولد میشود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولتها تنها میتوانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.
آیا ما هم میتوانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسانها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش میگذارند در خور نیکوییها قرار میگیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنجهای خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهرهمند شدهاند.
راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان میدهد که ما تا انتها بر سر خواستههای خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز میگشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز میکند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بینالمللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند میشد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد.
شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هستهای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانهها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمیکردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیتهای هستهای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتحالمبین نامیده شود؟
دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشادهدستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراطگرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلحآمیز هستهای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریطهای دولتمردان ایمن نشدهایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریمها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.
چیزی که ما میتوانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود - بلکه به امید خدا بسیار زود - مخالفان مردم صحنه را ترک میکنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلیاش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.
تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمیگذاریم و میراثهای به جا مانده از مبارزات نسلهای پیشین را به هیچ تقلیل نمیدهیم. و هر آنچه از آرمانها و خواستههایمان که جا بماند با زندگیهای خود آن را به دست میآوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگیهای ماست. دستگاه ظاهری میتواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباسهای تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم میتوانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برندهاند؟
دستگاه ظاهری میتواند آنان را در دادگاههای نمایشی محکوم کند و نگاه مردم میتواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت میکنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهینآمیز خود خانوادههای آنان را سرافکنده و خوارشده میخواهد و نگاههای مردم آنان را در عین تلخکامیهایی که میچشند سربلند میبیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانوادهها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر تواناییهای آنان نگفتهایم. دستگاه ظاهری میتواند برای این خانوادهها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم میتوانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟
دستگاه ظاهری میتواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکههای اجتماعی میتوانند با حمایتهای خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگیهای ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا میبخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگیهایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگیهای خود به آن جهت میدهیم.
بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بیمحابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار میآید اگر زندگیهای ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگیهای واضح بود ما تنها در صورتی میتوانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح میکردیم و این کار را با زندگیهای خود انجام میدادیم.
البته بسیارند ملتهایی که این توانایی خود را به جا نمیآورند و ترجیح میدهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.
سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک میگویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیتهای بلندشان آرزو میکنم.
میرحسین موسوی
برنامهریزی کودتاگران برای حمله به سفارت انگلیس در روز 13 آبان
"ملت با پایداری خود و گرامیداشت چنین روزهایی نقشههای شوم پشت پرده را خنثی خواهد کرد"
آيتالله صانعی در آستانه روز 13 آبان و با دعوت مردم برای حضور در برنامه این روز، خاطرنشان کرده است که استکبار خارجی و استبداد داخلی در دستیابی به منافع خود پرمنفعتترین راه را به دست آوردهاست، اما قدرتهای استکباری و استبدادی باید بدانند ملت با پایداری خود و گرامیداشت چنین روزهایی نقشههای شوم پشت پرده و آشکاری که بر خلاف منافع و حقوق مردم ایران کشیده شده و میشود را خنثی و عقیم نموده و به خودشان باز میگرداند. متن بیانیه آیتالله صانعی به این شرح است:
بسمه تعالی
ملت بزرگ و فهیم ایران
روز سیزدهم آبان یادآور صفحاتی از تاريخ اين مملکت همچون تبعید امام خمینی (سلام الله علیه) در پی اعتراض به لایحه کاپیتولاسیون ، کشتار دانش آموزان بیگناه در محوطه دانشگاه تهران و مبارزه ضد استکباری دانشجویان پیرو خط امام پس از انقلاب می باشد؛ توجه به مسائل تاریخی و درس گرفتن از آن می تواند ملت ها را در مسیر پرفراز و نشیب خود راهنمایی کند.
تبعید امام خمینی (سلام الله علیه) هرچند به علت سخنرانی بر علیه کاپیتولاسیون صورت گرفت، اما دستگاه استبدادی بنابر اطلاعیه ساواک علت آن را اقدام علیه منافع ملت، امنیت، استقلال و تمامیت ارضی معرفی نمود [1]و منافع دولت های استعماری مانع هرگونه اعتراض به این تبعید و کشتار دانش آموزان بی گناه در صحن دانشگاه تهران و نقض گسترده آزادی بیان و دفاع از حقوق ملت از سوی آنها گردید.
آنچه امروز باید مورد توجه قرار گیرد این نکته است که دیگر قدرتهای استعماری، سیاست استعماری خود را با لشکرکشی، کشورگشایی و غارت آشکار منابع سایر کشورها و دخالت مستقیم در امور آنها دنبال نمی کنند، اما این به معنای پایان دوره استعمار نیست. بلکه شکل جدید بهره کشی از ملت ها با استفاده از شیوه های جدید، مد نظر آنان قرار گرفته و منافع ملی آن کشورها توجیه گر استعمار در شکل جدید خود گردیده است؛ هرچند آنها می کوشند که با استفاده از شگردهای نادرست و استفاده ناصحیح از واژه ها و مفاهیم مطلوب انسان ها، پرده بر اعمال خود بکشند؛ اما کیست که نداند آنان در بدست آوردن منافع خود هیچ حد و مرزی را نمی شناسند؛ و زمانی که منافع آن کشورها در میان باشد حقوق سایر ملت هاست که به مسلخ برده می شود.
بهره کشی، فصل مشترک استعمار قدیم و جدید است و حمایت قدرتهای استعماری از حکومت های مستبد، نشانگر و دلیلی دیگر بر این واقعیت است که استعمار و استبداد، دو روی یک سکه اند. حمایت دولت وقت آمریکا از کودتای 28 مرداد و تغییر مسیر تاریخی یک ملت، از خاطره مردم ایران فراموش شدنی نیست؛ پشتیبانی بی چون و چرای دولتهای استعماری از حکومت شاه در حالی که فرزندان این مرز و بوم در سیاه چال های آن رژیم زندانی، شکنجه و شهید می شدند را چگونه می توان توجیه نمود.
حمایت مستقیم و غیر مستقیم دولت های استعماری و استکباری از صدام در جنگ هشت ساله علیه ملت ایران که منجر به شهادت، مجروحیت و اسارت هزاران تن از فرزندان این مرز و بوم و وارد آمدن ميلیاردها دلار خسارت به این کشور گردید، چه معنا و مفهومی می توانست داشته باشد. حمایت آنها از دولتهای مستبد در گذشته و حال در حالی که حقوق اولیه آن ملت ها در کشورهایشان پایمال گشته، با چه هدفی صورت گرفته و می گیرد.
نمونه هایی از این دست بسیار است که شاهدی است بر اینکه هیچ گاه دولت های قدرتمند استعماری و استبدادی شرق و غرب برای جلوگیری از ظلم و ستم و رسیدن مردم به حقوق، عدالت و آزادی های فطریشان « فِطْرَتَ اللهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا » هزینه ای نپرداخته و تنها منافع ظالمانه و جائرانه آنها تعیین کننده روابط و برخوردشان با سایر کشورها خواهد بود.
آنچه می تواند استقلال کشورها مخصوصاً کشور عزیزمان را با توجه به شیوه های جدید استعمار حفظ نماید و مانع از تضییع حقوق آنان گردد؛ تنها توکل به ذات باری تعالی، « وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ » هوشیاری نخبگان جامعه، آگاهی توده های مردم، آزادی بیان، وجود رسانه های آزاد و مستقل، توجه به نظر و آراء اکثریت مردم و اهداف اولیه ایجاد نظام جمهوری اسلامی است.
در جامعه ای که نخبگان آن مورد بی مهری، و دانشگاه ها و مردمش مورد حمله، هجمه و... قرار گرفته و گرفتار قید و بند شده و امکان ابراز نظر از آنها سلب می گردد و از سوی دیگر، مردمان آن جامعه نامحرم تلقی می گردند و جهل آنان در مسائل برآگاهیشان ترجیح داده می شود و رسانه های متملق و دروغ پرداز بر رسانه های مستقل ـ که چشمان بیدار جامعه اند ـ ترجیح داده شود، مطمئناً استکبار خارجی و استبداد داخلی در دستیابی به منافع خود کم هزینه ترین و پر منفعت ترین راه را به دست آورده است و هیچ گاه دولتها در رسیدن به منافع خود در پی افزایش هزینه های خود نیستند. لکن قدرتهای استکباری و استبدادی بدانند این ملت با پایداری خود و گرامیداشت چنین روزهایی نقشه های شوم پشت پرده و آشکاری را که بر خلاف منافع و حقوق مردم ایران کشیده شده و می شود خنثی و عقیم نموده و به خودشان باز می گردانند که« وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللهُ وَاللهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ».
یوسف صانعی
قم المقدسه
10/8/1388
---------------
1-اطلاعيه كوتاه ساواك كه از راديو و تلويزيون و روزنامهها انتشار يافت، چنين بود:
«طبق اطلاع موثق و شواهد و دلائل كافي چون رويه آقاي خميني و تحريكات مشاراليه عليه منافع ملت و امنيت و استقلال و تماميت ارضي كشور تشخيص داده شد، لذا در تاريخ 13 آبان 1343 از ايران تبعيد گرديد.»
برگرفته از: پایگاه اطلاعرسانی دفتر آیتالله صانعی
ما بیشماریم و 13 آبان را سبز میسازیم
اصل 27 قانون اساسی صراحت دارد: "تشکیل اجتماعات و راهپیماییها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است." در این اصل اخذ مجوز را برای اجتماع و راهپیمایی لازم نشمرده است و تنها شرط را این گذاشته است که مخل مبانی اسلام نباشد. 13 آبان 88 مردم سبزاندیش ایران، میخواهند از این اصل و حقی که قانوناساسی به آنها داده است استفاده کنند.
مردم میدانند که نفس آمدنشان به خیابان و تجمعشان نشانه اعتراض است. حتی سکوت آنها همراه با رنگ سبز و علامت پیروزی دستهاشان هزاران پیام دارد و آنانی که در پی بهانهگیری برای خشونتورزی و در همپاشی اجتماعشان هستند را بیش از پیش خلع سلاح میکند. ضمن اینکه شیوه مسالمتجویانه و صلحخواهانه سبزها را بیشتر به نمایش میگذارد.
مردم سبز اندیش، در پی رهایی ایرانیان از دامن استبداد و استکبارند و مواهب این رهایی شامل همه ملت، حتی آنانی که امروز به انگیزههای مختلف در مقابل جنبش مردمی قرار دارند، میشود. هواداران جنبش سبز، هیچ ایرانیای را دشمن خود نمیدانند و با همه از سر مهر و صفا رفتار میکنند و حتی شعارهای خلاقانه گاهبهگاهشان، نه تنها بوی مرگ نمیدهد، که نوید بخش زندگی است. آنها در پی زندگی برای همه هستند و ایران را برای همه ایرانیان میخواهند و در پی اصلاح کجرویها و اعتراض به نادیده گرفتن خواستههای مردم نابودی هیچکس را نمیخواهند. در مقابل خشنونت به خشنونت متوسل نمیشوند و دنبال این هستند که در عمل میزان رای مردم باشد، نه در حرف و بالای منابر.
در دوران شکلگیری انقلاب اسلامی مردم ایران در مقابل گلوله گل دادند و پیروز شدند. مردم امروز هم باید به آنانی که به هر دلیل لباس نظامی به تن دارند و با پیشزمینه ذهنی بسوی آنان میآیند شاخه گلی بدهند و پیام اینکه ما با شما هستیم و در پی اعتلای میهنیم و صف ما همه یکی است. همه ما باید در پاسداری از استقلال، آزادی، مردمسالاری و توسعه کشور باشیم. مردم باید با روی و آغوشی گشاده بسوی آنها بروند و اشاره کنند که ما در پی آزادی و عزت شما هستیم و همه ما باید آیندهای سبز برای ایران بسازیم.
مردم سبزاندیش ایران نشان خواهند داد که گاندی و ماندلا هم سبز هستند که خواستهشان را همواره با مقاوت مدنی و عدم خشونت به پیش بردند و امروز ملت سبز ایران میخواهد نقطه عطفی در تاریخش رقم بزند و پایبندی به همه قوعد اخلاقی و صلحآمیز بشری را بار دیگر فریاد کند. یقینا اینچنین رفتارهایی فرد فرد جامعه ایران را پله پله وارد عصر جدیدی خواهد کرد، عصر حاکمیت قانون، خردورزی، صلحجویی و مردمسالاری و...
جنبش سبز بار دیگر بر مدار اعتدال به میدان میآید، از افراط و تفریط در شعار و عمل میپرهیزد و انرژی و نیروی جنبش را متوجه استبدادزدایی همزمان از حکومت و جامعه میکند و تا به جای آن حاکمیت قانون را بنشاند که دستیابی به تمامی خواستههای ارزشمند سبز از همین راه هموار میشود.
سبزها اکنون به حضور خود میاندیشند و میخواهند روز به روز بر دامنه حضور و اجتماع ملی خود بیافزایند. اجتماع میلیونی آنها با نمادهای سبز، تایید راه سبزامیدی است که رهبران سبز جنبش آنرا توصیف کردهاند. مردم با حضور سبز و پرشورشان نشان خواهند داد که راه سبز امید راه ملت ایران است و خارها و سنگها و گلولهها ... در برابر اراده مردم مانع نیست و دیر یا زود همه در برابر خواستههای ناب و اصلاحطلبانه ملت سرخم خواهند کرد، که این وعده الهی نیز هست، و پیروزی با حقخواهان و عدالتطلبان است و ظلم و ستم رفتنی است.
دعوت شورای هماهنگی جبهه اصلاحات برای شرکت در مراسم 13 آبان
شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با صدور بیانیهای ضمن محکویت احکام سنگین برای بازداشت شدگان پس از انتخابات بر غیر قانونی بودن دادگاهها و روند طی شده تاکید کرده و با ابراز تاسف ازهتک حیثیت مهدی کروبی و علیرضا بهشتی در نمایشگاه مطبوعات در آستانه سالروز ۱۳ آبان خواستار بزرگداشت این روز از سوی مردم شده است.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
ملت شریف ایران
اینروزها در ادامه حوادث تلخ و ناگواری که از چند ماه پیش فضای سیاسی و اجتماعی کشور را فرا گرفته است شاهد اخبار و شنیدههایی هستیم که از یکسو حاکی از صدور احکام سنگین و غیرقابل پذیرش برای بازداشتشدگان است و از سوی دیگر بیانگر تداوم رنج و اندوه خانوادههای نگران ایشان.
جای تاسف آنجاست که این احکام با نقض صریح اصولی از قانون اساسی و بدون حضور هیئتمنصفه سیاسی و ذیل جرائم غیرسیاسی بررسی شده و پس از مدتها بازداشت انفرادی، تحت فشار، بدون حضور وکیل و در یک فرآیند غیرمتعارف صادر شده و میشود. شاید گفته شود این عزیزان از حق تجدید نظرخواهی برخوردارند و چه بسا در مرحله بعد احکام با تغییرات و اصلاحاتی مواجه شود اما باید پرسید آیا در شرایطی که روند رسیدگی به پروندهها در ماههای گذشته فاقد توجیهات کامل قانونی است میتوان به مراحل بعد امیدوار بود؟
خشت اول چون نهد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج.
متاسفانه این روند که انتظار میرفت با عبرت گرفتن از گذشته اصلاح شده و در مدیریت جدید قضایی به سامان شود اخیرا با دستگیری تعدادی از شهروندان و خانواده زندانیان که برای دعای کمیل در یک منزل مسکونی شخصی جمع شده بودند ابعاد جدیدتری به خود گرفته است. گویا از نظر برخی دعا و استغاثه به درگاه احدیت حتی در منازل افراد نیز باید با هماهنگی آنان باشد؟
البته خانواده زندانیان با وجود همه ناملایمات و سختیها و بیقانونیهای صورت گرفته در ماههای اخیر با استعانت از خداوند متعال و به تأسی از اهل بیت پیامبر(ص) همچنان در دفاع از حقوق عزیزان در بند خود فعال بوده و اینگونه حوادث در اراده پولادین آنها خدشهای وارد نمیسازد. (سعیهم مشکورا) و این شورا حمایت و قدردانی خود را از خانوادههای نخبگان سیاسی، اجتماعی و علمی کشور که در بازداشت هستند، اعلام میدارد.
مردم عزیز
ما همچنان معتقدیم اکثر دستگیرشدگان پس از انتخابات که از نیروهای متعهد و خوشنام کشور هستند و عمر خود را صرف خدمت به مردم و اعتلای نظام جمهوری اسلامی کردهاند و با اینگونه رفتارها در بلندای نام آنها نزد افکار عمومی تغییری ایجاد نخواهد شد. زیرا مردم خدمتگزاران خود را میشناسند و بهترین داور و منصفترین ناظر هستند و رضایت حقتعالی در اکثر موارد با رضایت بندگانش از افراد محقق میشود.
در عین حال احکام صادره برای این عزیزان را غیرقانونی و ناموجه دانسته و قویا خواستار تبرئه و آزادی آنها از زندان هستیم. همچنین یکی دیگر از حوادث تاسفبار روزهای اخیر حملات فیزیکی و اهانتآمیز به حضرت حجتالاسلام والمسلمین کروبی و آقای دکتر علیرضا بهشتی در نمایشگاه مطبوعات است که در نوع خود میتواند از مصادیق ترویج خشونتهای سازمانیافته به شمار آید.
شورای هماهنگی جبهه اصلاحات ضمن محکومیت این اقدام مراتب اعتراض شدید خود را نسبت به عملکرد مسئولان نمایشگاه مطبوعات و مقامات انتظامی و حراست این نمایشگاه ابراز میدارد و از قوهقضائیه میخواهد تا نسبت به محاکمه عوامل این دو حادثه اقدامات لازم را به عمل آورند. امیدواریم که این درخواست به سرنوشت موارد پیشین دچار نشود.
ملت بزرگوار ایران
روزهای آینده مصادف است با سالروز حرکت دانشجویان مسلمان خط امام(ره) در تصرف سفارت آمریکا که بحق از سوی بنیانگذار نظام امام خمینی(س) انقلاب دوم خوانده شد. نگاهی هرچند گذرا به حوادث ۱۳ آبان در سالهای ۱۳۴۳، ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ نشان میدهد که هر سه حادثه به نوعی با روحیه استکبارستیزی، استقلالطلبی و آزادیخواهی ایرانیان مرتبط است و این روحیه نه تنها کاهش نیافته که امروز با عزم و انگیزه بیشتری در صحنه عمل اجتماعی ظهور دارد.
ما ضمن گرامیداشت یاد و خاطره امام عظیمالشأن(ره)، شهدای دانشآموز و دانشجویان پیرو خط امام به ویژه آن دسته از ایشان که اینروزها به ناحق در بازداشت بسر میبرند از آحاد مردم میخواهیم تا این روز بزرگ را گرامی بدارند. در پایان خجسته زادروز ثامنالائمه علیابن موسیالرضا(ع) را به همه پویندگان اسلام ناب تبریک گفته و تبعیت از راه آن امام رئوف را آرزومندیم.
والسلام
شورای هماهنگی جبهه اصلاحات
برگرفته از: پارلماننیوز
تظاهرات میلیونی سبز ها روز 13 آبان - هم وطن به پا خیز دشمن ما آمریکایی نیست که به آب و خاک عراق و افغانستان تجاوز می کند دشمن ما اسرائیلی نیست که به آب و خاک فلسطین و لبنان تجاوز می کند دشمن ما دیکتاتوری و جاهلانی هستند که به پسران و دختران ما تجاوز می کند مصباح يزدي در همين دولت گفت: تجاوز به كسي كه ولايت راقبول ندارد اشكالي ندارد چه دختر باشد چه پسر.گر عرب را بر پارس ترجيح نميدهي به پا خیزیم...
به یاد ندا آقا سلطان
ادامه مطلب...
به نام یگانه آفریدگار بر حق
اهورامزدا
سنگین نمی شد این همه خواب ستمگران گر می شد از شکستن دلها صدا بلند
فریاد میکند سخنان بلند ماآواز ما اگر نشود از حیا بلند
"صائب تبریزی"
ابله ترين آدميان آنانيند كه با مسخره نمودن شايسته گان شاد مي گردند
میرحسین موسوی: کسانی که حماسه 13 آبان را آفریدند، امروز در گوشههای زندان هستند
میرحسین موسوی طی دیدار روز گذشته خود با مهدی کروبی با اشاره به خیل نیروهای انقلاب که به حاشیه رانده شدهاند گفت: "شما نگاه کنید و ببینید که چه تعداد وزیر و وکیل و نیروی انقلابی حذف شدهاند. حاشیه انقلاب ما الان بزرگتر و مهمتر از متن آن شده است. چند رییس جمهور داریم، چندین وزیر داریم، نمایندگان، مدیران و نخبگان طراز اولی داریم که همه در حاشیه قرار گرفتهاند، چرا باید این استعدادها همه حذف شوند؟" وی در ادامه با انتقاد از رواج دروغ در میان برخی مسوولان افزود: "مدام اطلاعات غلط به مردم می دهند و فکر می کنند که مردم باور می کنند. همین تعداد کشته های پس از انتخابات چندبار عوض شد؟ بعد می گویند تقلب در انتخابات دروغ است. برخی بسیج شدند تا وانمود کنند که تقلبی صورت نگرفته است. خصوصا در سیما این امر بسیار تبلیغ شد. خوب اگر شما از عمل خود مطمئن هستید چرا نگران حضور ما در سیما هستید؟ چرا از حضور کارشناسان ما در سیما خود داری می کنید؟ اگر صادقانه سخن می گویید میزگردی را با حضور کارشناسانی از ما و خودتان برگزار کنید تا دو طرف سخن خود را بگوید."
میرحسین موسوی روز گذشته طی دیدار با مهدی کروبی در منزل وی درباره اتفاقات روی داده پس از انتخابات با وی به رایزنی و گفت و گو پرداخت. در این دیدار که با حضور خبرنگاران برگزار شد، موسوی و کروبی با اشاره به تبلیغات یک طرفهای که صدا و سیما علیه آنها راه انداخته است، خواستار فرصتی برای حضور در یک برنامه تلویزیونی شدند تا به تخریب هایی که رسانه ملی علیه آنها راه انداخته است پاسخ دهند.
در ابتدای این دیدار مهدی کروبی انتخابات اخیر ریاست جمهوری را یک فرصت بسیار خوب برای نظام و دولت دانست و گفت: "نظام می توانست از این فرصت به نحو خوبی برای اقتدار خود در جهان استفاده کند." او با بیان این که رفتارهای پس از انتخابات دور از شان نظامی بود که امام راحل آن را پایه گذاری کرده بود، به برخوردهای صورت گرفته با علیرضا بهشتی فرزند شهید بهشتی و نیز مرتضی الویری و ابراهیم امینی اشاره کرد و این افراد را همچون دیگر افرادی که پس از انتخابات بازداشت شدند، فرزندان انقلاب و نظام خواند که برای استقرار آن جانفشانی ها کرده اند.
کروبی رفتارهای صورت گرفته با نیروهای انقلاب و دانشجویان را " عجیب و غریب " توصیف کرد و با اشاره به واقعه ۱۶ آذر سال ۳۲ تاکید کرد که زمانی که نیروهای شاه به دانشگاه حمله بردند همه این رفتار را یک عمل قبیحه دانستند و پس از این همه سال هنوز کسی نیست که از این رفتار دفاع کند. او این موضوع را نشانه ای دانست برای آن که همه مسوولان مراقب رفتار و اعمال خود باشند تا آیندگان به نیکی از آنها یا کنند.
مهدی کروبی در ادامه سخنان خود به نامه اخیر استانداری تهران که شورای شهر را از دیدار با خانواده های بازداشت شدگان منع کرده اشاره کرد و این رفتار را بسیار غیر متمدنانه خواند. او همچنین اظهارات اخیر آقای محسنی اژه ای دادستان کل کشور را مورد اشاره قرار داد که گفته بود اکنون در وضعیت جنگی هستیم. او این سخنان را برای رعب آوری از دادگاه انقلاب دانست و گفت: "چرا باید این سخنان بیان شود و چرا باید این گونه وانمود شود که فضای کشور جنگی است و همه باید سکوت کنند و دم برنزنند؟"
سیدمحمد خاتمی: حکومتها دیگر نمیتوانند از بالا بر مردم تحمیل شوند
"بايد راه را درست تشخیص داد و آمادگی پرداخت هزینه برای راه درست را داشت"
سیدمحمد خاتمی: حکومتها دیگر نمیتوانند از بالا بر مردم تحمیل شوند
رئیس جمهور سابق کشورمان طی دیداری بانخبگان و اقشار مختلف مردم استان یزد اظهار داشت: "در دنیایی به سر میبریم که جهان پذیرفته است دیگر حکومتها نمیتوانند، حکومتهای مستبدی باشند که از بالا بر مردم تحمیل شوند و فقط آنها حق داشته باشند فرمانروایی کنند و مردم مجبور به اطاعت محض و مطلق از آنها باشند، بلکه این نتیجه به دست آمده است كه حکومت مطلوب حکومتی است که برآمده از مردم باشد و از مردم نمایندگی کند و در نتیجه در برابر حقوق مردم نیز مسئول است."
سیدمحمد خاتمی در مورد فلسفه وجودی جمهوری اسلامی گفت: "جمهوری اسلامی که هم با معیارهای اسلامی سازگار است و هم حق حاکمیت مردم بر سرنوشت را که در اصل 56 قانون اساسی به زیبایی تمام مطرح شده است به رسمیت شناخته است. جمهوری اسلامی میتواند مزایایی که بشر در طول تاریخ بدست آورده را داشته باشد و بدیهای موجود را نداشته باشد، ما اینگونه به جمهوری اسلامی مینگریم و پایبند به آن هستیم."
رئیس دولت اصلاحات سپس اظهار داشت: "باعث تاسف است که واقعا امروز حرف زدن برای کسانی که چنین دیدگاهی دارند و با این نگاه به مردمشان، به انقلاب، اسلام و امامشان نگاه میکنند مشکل شده است و القا میشود که حرف زدن این افراد یعنی تخریب نظامی که حاضرند خود این افراد، حاضرند جانشان را برای واقعیت اصلی آن بدهند."
وی با تاکید بر اینکه این مشکل بزرگی است که این افراد نتوانند حرف بزنند گفت: "اگر اینها نتوانند حرف بزنند میدانید چه وضعی پیش خواهد آمد؟آن وقت در این فضای بسته یک جانبه، هستههای عمل به وجود میآید، عملی که متوجه نفی همه اینها خواهد بود، همچنان که ما متاسفانه نشانههای آن را در جامعه میبینیم."
سیدمحمد خاتمی تاکید کرد: "وقتی جلوی صداهای اصیل گرفته میشود هیجان ایجاد میشود و بعضی صداهایی شنیده میشود که آن صداها مطلوب نیست، اگر در بخشهایی از جامعه مساله جمهوری اسلامی مورد كم لطفی قرار می گیرد، علتش این است که آنهایی که معتقد به جمهوری اسلامی هستند، نمیتوانند حرف خودشان را بزنند و آنگاه کسانی حرف میزنند که به اصل اعتقاد ندارد. وقتی حرف کسانی که معتقد و پایبند به نظام هستند، هزینه داشت، آن وقت نوبت عمل از سوی کسانی پیش میآید که اصل را قبول ندارند."
وی با تاکید بر اینکه نمیتوان با برخورد سخت افزاری در وضعیت موجود برای مدت درازی از نظام حفاظت کرد، افزود: "چرا باید اسلام را به گونهای عرضه کنیم که بخشهایی از جامعه از اسلام زده شوند یا حداقل از نظامی که به نام اسلام هست زده شوند؟ این مسایل را امروز میبینیم و به همین دلیل میگویم نتیجه روشهایی که مخالف خود را متهم به براندازی میکند، براندازی است."
در گفتوگوی عبدالرضا تاجيك با محمد توسلی:
نگاه تحلیلی به شعارهای جنبش سبز
حسین مرعشی: نهادهای قدرت سرانجام در برابر جنبش سبز تسلیم میشوند
چند روز پیش روزنامه اعتماد اقدام به انتشار متن ناقص گفتگوی کیوان مهرگان با حسین مرعشی نمود. جوان فردا متن کامل این گفتگو را منتشر
* ضربهای كه بخشی از جناح اصولگرایان میخواستند به فعالیت سیاسی احزاب اصلاحطلب بزنند، این احزاب را وارد فاز تازهیی كرده است. حزب كارگزاران سازندگی به عنوان یك حزب تاثیرگذار و مهم مشمول همین كنش و واكنشها شده. چند تن از اعضای آن در بازداشت هستند و بقیه نیز طبیعی است كه تخت فشارهای ناشی از این وقایع قرار گرفته باشند. در این شرایط آیا اعضای حزب كارگزاران چشمانداز یا افقی برای امتداد فعالیت خودشان میبینند یا مترصد مینشینند تا ببینند در آینده چه اتفاقاتی رخ خواهد داد؟
به طور كلی ظرف 30 سال گذشته نقاط قوت و ضعف و افت و خیزهای سیاسی كه كشور داشته صرف نظر از اینكه روند سیاسی كشور را روندی رو به جلو و سازندهیی ارزیابی كنیم یا آن را روندی فرسایشی و كاهنده بدانیم، مسلم است كه در تمام این سالها اتكای نظام به مردم بوده است و بنابراین استمرار و بقای نظام و حتی اگر نگوییم شكوفایی آن نمیتواند عنصری به نام مردم را برای خود نداشته باشد. همه هستی و وجود نظام به عنصری مهم و موثر به نام مردم ایران گره خورده است و جمهوری اسلامی اصولاً با همین مردم معنا پیدا میكند و منهای این پشتوانه و این عامل تعیینكننده جمهوری اسلامی پوستهیی خواهد بود كه دیر یا زود خواهد شكست و البته طبیعت همه نظامها همین طوری است و در دنیای امروز به ندرت نظامی میتواند تنها به اتكای نیروهای نظامی خودش یا حمایت كشورهای خارجی برقرار بماند و به عنصری غیر از مردم تكیه كند.
بنابراین اگر ما به تكیهگاه مردم نیاز داشته باشیم كه قاعدتاً داریم باید بگوییم كسانی كه به احزاب ضربه زدهاند یا میخواهند احزاب را تضعیف كنند در واقع به نظام ضربه میزنند زیرا احزاب بخش مهمی از واقعیت سیاسی مردمی هستند كه پایههایی دارند و جریاناتی دنبال سر آنها حركت میكنند و اثرات واقعی بر دیدگاههای مردم دارند. كسانی كه امروز به اتكای نیروهای مسلح و دادگاه و محاكم قضایی طوری حركت میكنند كه ناظران بیرونی این طور برداشت میكنند كه آنها خیلی قدرت دارند دیر یا زود متوجه اشتباهشان خواهند شد و بازخواهند گشت و به این نتیجه خواهند رسید كه باید از این روشهایشان دست بردارند و برگردند و در جامعه اعتمادسازی كنند.
موجآفرینیهای خانگی تا ۱۳ آبان:
۱- اسکناسنویسی سبز
هیچ جشنی برای هیچ کدام از ما بزرگتر و عزیزتر از این روزهای ظفرمند و تاریخساز کشور عزیزمان ایران نیست. زندگی این روزهای ما خودش جشن و شادمانی است. ما کودتایی سیاه را شکست دادهایم و این دستاورد سزاوار پایکوبیهاست. اگر پدرمانمان نخستین نسلی بودند که پس از سالها در جنگی که میان ایران و قدرتهای خارجی درگرفت نگذاشتند ذرهای از خاک میهن تسلیم بیگانه شود، ما اولین نسلی هستیم که پوزهی کودتاچیانی سیاهاندیش را به خاک مالیدهایم. ما کاری کردیم که دشمنان آزادی این خاک امروز خودشان هم درماندهاند که چه کنند با نقشههای شومی که شبانه کشیده بودند؛ اما همه یک به یک به تدبیر هوشیاری ما نقش بر آب شد. کیست که نبیند ما چگونه بلایی بر سر کودتاگران آوردهایم که امروز ذکر هر شب و روزشان «کاش این قدر طمع نمیکردیم!» شده است. درود بر ما که به تعبیر سروش «نسل کامکاری» هستیم، نسلی که زوال استبداد را در این خاک جشن خواهد گرفت.
ما امروز داریم تاریخ را زندگی میکنیم، تاریخ را میسازیم، آینده را تغییر مسیر میدهیم، خواب از چشم ظالمان میرباییم و ... این مهم چیزی نیست که بتوان دست کمش گرفت. لحظه لحظه زندگی امروز ما تعیینکنندهی سرنوشت آینده کشورمان است. امروز در ایران ما، به تعبیر فرخی یزدی، "در محیط توفانزا ماهرانه در جنگ است - ناخدای استبداد با خدای آزادی". امروز هر کدام از ما کشتیبانی در دریای طوفانی استبدادیم و از همین روست که کودتاچیان به خود میپیچند و هر روز از خود میپرسند: "چرا به رغم بازداشت این همه کشتیبان، هنوز کسی در آب غرق (بخوانید ذوب!) نشده"!
با این حال از تحولات درونی حرکتمان نباید غفلت کنیم. امروز جنبش سبز ما وارد مرحله تازهای شده است. اگر تا دیروز دغدغه ما اعلام عدم مشروعیت قانونی دولت احمدینژاد بود (به عنوان دولتی که با کودتای مشترک برگزارکنندگان انتخابات و نیروهای نظامی سر کار آمده است)، امروز هدفمان تثبیت این عدم مشروعیت تا زمانی است که دولتی قانونی بر سر کار آید. طبعا در این مرحله نیاز به آن گامهای بلند اولیه نیست. بایستی گامهای کوتاهتر اما قاطعتر و محکمتری برداریم تا دستاوردها را تثبیت کنیم. تقویت بخش خانگی موجآفرینیهای سبز بخشی از رسالت ما در این مرحله از جنبش دموکراسیخواهی و آزادیطلبی است.
«هرایرانی روزانه ۵ دقیقه برای آزادی»؛ میتواند شعار هر کدام از ما در این مرحله از زندگی جامعه عزیزمان ایران باشد. هر کس روزانه میتواند ۵ دقیقه از وقت خود را در خانه به جنبش سبز آزادیخواهی اختصاص دهد و متناسب با خلاقیت فردی خود آرماناش از آینده ایران را با دیگران به اشتراک بگذارد. در مرحله کنونی اسکناس یکی از بهترین محملهای موجود برای به اشتراک گذاشتن این آرمانهاست. به این ترتیب ما وارد فازی خواهیم شد که در آن خطرات به مراتب کمتری هر کدام از شهروندان سبز را تهدید میکند، اما همافزایی رفتارهایمان قدرت آن را به صدها برابر افزایش میدهد.
ضمن محکوم کردن دخالت روزافزون نظامیان در امور کشور:
آیتالله منتظری: اگر بنا باشد به بهانه حفظ نظام اقدامات ضد اسلامى انجام شود، نه نظام خواهد ماند نه اسلام
پشت پرده صدور حکم اعدام برای محمدرضا زمانی
اولين بار که ديدمش چهرهاش برايم آشنا آمد. سر صحبت که باز شد فهميدم کوچکترين آشنايی با هم نداریم. برديا (محمدرضا) به اتهام عضويت در انجمن پادشاهی از فروردين ماه (تاکيد میکنم از فروردين ماه)، به همراه آرش و خواهر باردار آرش، پيمان و همسرش و چندین جوان دیگر بازداشت شده بودند.
من و سلول جدید و هم بندی ای که هیچ نسبت فکری با او نداشتم. او از من در بارۀ انتخابات پرسید و حوادث بعد از آن. خبر چندانی نداشت از بیرون. من هم از مرام انجمن پادشاهی پرسیدم و اتهاماتش. می گفت هیچ اقدامی انجام نداده اند. تنها چیزی هم که از او دارند حرفها و داستان پردازی هایی بود که در جمع دوستانش با هم کرده بودند. هیج اقدام امنیتی انجام نداده بود. من هم با توجه به این که کاری انجام نداده و قبل از هر اقدامی بازداشت شده گفتم اتهام محاربه در موردش صدق نمی کند.
تا این که یک روز نگهبان در سلول را باز کرد و بردیا را صدا کرد. ظاهرا کارشناس پرونده اش با او کار داشت. تصور همه ما در سلول این بود که قرار است برایش قرار ملاقات حضوری با خانواده تعیین شود. کما این که مدتها بود کسی به سراغش نمی آمد. وقتی برگشت اما خیلی درهم بود. گفت دادگاهش قرار است آخر هفته برگزار شود. کارشناس پرونده به او قول داده که اگر در این دادگاه همکاری کند در صدور حکم کمکش می کنند. قول داده بود وزارت اطلاعات با ارتباطی که با قاضی دارد برایش تخفیف وِیژه بگیرد. او هم دودل بود که این پیشنهاد را بپذیرد یا نه..
در نهایت بردیا که دستش از همه جا بریده بود تصمیم گرفت به امید ایجاد روزنه ای همکاری کند و وارد بازی کثیفی شود که واقعا نمی دانست انتهایش به کجا ختم خواهد شد و چه خوابی برایش دیده اند. همان روز از سلول بغلی با خبر شدیم که دادگاه دوم انتخابات در آخر هفته برگزار می شود. وقتی از بردیا در مورد ربط دادگاهش با دادگاه انتخابات پرسیدم او هم ابراز بی اطلاعی کرد. فقط می خواست دادگاه برگزار شود تا به قول خودش شرش کنده شود. با خبر تعویق دادگاه دوم به هفته بعد و بعد اعلام کارشناس پرونده بردیا به او که چند روز وقت بیشتری برای تمرین دارد، می شد حدس زد قرار است چه سناریویی راه بیفتد.
از فردای آن روز تمرین های فشردۀ بردیا آغاز شد. از ساعت 9 صبح تا ناهار و بعد از ناهار تا شب. هر روز با حضور در اتاقی که در اختیار او و افرادی که قرار بود در دادگاه صحبت کنند تمرین می کرد که چه حرفهایی را در دادگاه بزند. گاه ناهماهنگی کسانی که بر سر تمرینش می آمدند خسته اش می کرد. یکی خودش را یک مقام بلند پایه اطلاعات معرفی میرد، یکی سرتیم بازجوهای اوین، یکی نماینده .. و در نهایت خود کارشناس پرونده اش. هر کدام خواسته ای داشتند. جالب آن که از انتخاب وکیل هم محرومش کردند و تنها دو روز قبل دادگاه در حد نیم ساعت موفق به زیارت وکیل تسخیری اش شد!
سر انجام روز قبل دادگاه فرا رسید. این بار بعد از ناهار دنبال او آمدند. به تمرین رفت و تا آخر شب خبری از او نشد. آخر شب که آمد گفت برای تمرین نهایی او را به مجتمع امام خمینی که قرار بود فردا دادگاه در آنجا برگزار شود برده اند. بسیاری از شخصیت های امنیتی از قبیل دادستان وقت کل کشور، قاضی سعید مرتضوی- دادستان تهران، یکی از معاونین وزارت اطلاعات و .. همان شب به دادگاه آمده بودند تا آخرین تمرین آنها را ببینند. ماجرای روز دادگاه رو هم که حتما بهتر از من خبر دارید.
همان شب بردیا به یکی از مسولین نزدیک شده بود و گفته بود "حاج آقا ما همکاری می کنیم اما تو رو خدا در صدور حکم توصیه بفرمایید". این آقای مسئول هم گفته بود خیالت راحت. طرف حساب تو من هستم. تو کارت رو انجام بده باقی با من. بیچاره بردیا چه امیدی بسته بود به قول آن مسئول نامسئول. وقتی خبر صدور حکم اعدام رو شنیدم غم سنگینی به دلم افتاد. محمدرضا و آرش قربانی بازی کثیفی شدند که مسئولین امنیتی کشور که باید حافظ جان و مال شهروندان باشند و در راس آنها سعید مرتضوی به راه انداختند. برای آن که با موسوی تسویه حساب کنند تلاش کردند گروهی را که ربطی به انتخابات نداشت را به انتخابات منگنه کنند و چند جوان هم قربانی این خیمه شب بازی شدند.
اما آرش که برای او هم حکم اعدام صادر شد. خواهرش یک هفته بعد از آزادی با وثیقه، فرزندی را که در شکم داشت از دست داد و مسئولین زندان دادن این خبر را به آرش بعد از دادگاه دادند تا مبادا در همکاری او خللی ایجاد شود. هیچوقت آرزوی بدی برای کسی نداشتم. اما این بار از صمیم دل آرزو کردم کسانی که این نمایش ناجوانمردانه را به راه انداختند در همین دنیا تاوانش را پس بدهند. از قاضی که برای ایجاد رعب حکم اعدام صادر کرد تا دادستانی که از دادستانی رفت و تا کارشناسانی که برای نشان دادن لیاقت خود به مافوقشان با سادگی و صداقت این پسر بازی کردند.
از خدا می خواهم تاوان کارشان را در همین دنیا به آنها بچشاند تا همه ما یادمان بماند که نمی توان ظلمی در حق کسی کرد و منتظر عواقبش نبود.
برگرفته از: پایگاه اطلاعرسانی نوروز
ژئوپلتيک شور و عاطفه: راههای بديعِ خلاقيتهای سبز
ژئوپلتيک شور و عاطفه: راههای بديعِ خلاقيتهای سبز
این روزها که اندکی از بحرانهای اخیر فاصلهی زمانی گرفتهايم و پارهای از نکات مبهم از پس غبارهای غليظ هیجانها سیاسی بیرون آمدهاند، خوب است با اندکی فاصلهی عاطفی – اما بدون از دست دادن شورمندی عقلانی و اخلاقی – نگاهی تازه با وضعیتی که در آن هستیم بکنيم. خوب است برای اینکه بستر سخنام را مشخص کنم از کتابی یاد کنم که به تازگی منتشر شده است و چند روز پيش محمد ارکون، در مراسمی که برای بزرگداشتاش بر پا شده بود، ذکری از این کتاب کرد. نام اين کتاب «ژئوپلتیک عاطفه» است نوشتهی دومينیک موئزی (مویزی ننوشتم که کسی ياد مويز نيفتد؛ معزی هم طنينی مسلمانی دارد و نام نویسنده این نيست). کتاب چند ماهی نيست که منتشر شده است، اما اثری است به غایت پرنکته و درسآموز. عنوان فرعی کتاب اين است: «چگونه فرهنگهای ترس، تحقیر و امید شکل تازهای به جهان میدهند». این دقیقاً همان وضعیتی است که جامعهی امروز ایران با آن دست و پنجه نرم میکند. دو بند از مقدمهی کتاب را به فارسی بر میگردانم و اينجا میآورم تا بهانهای باشد برای تصویر خلاقانه و خیالانگیزی که امروز ديدم.
«روز ۴ نوامبر ۲۰۰۸، همچون میلیونها نفر ديگر در سراسر جهان، من نیز تماشاگر جشن پیروزی انتخاب رييس جمهور باراک اوباما در گرانت پارک شیکاگو بودم. این شب، شبی بود سرشار از تصاویر بسیاری که بار عاطفی فراوانی داشتند. برای من، قویترین نمادِ آن شب به يادماندنی اشکهای شوقی بود که از گونههای کشیش جسی جکسون فرو میریخت.»
با کیلیک بر روی ادامه مطلبُ مطالب مربوط به نیروی ریکی را دریافت کنید
ادامه مطلب...

