تبليغاتX
کانگ فو توآ سنتی

                                                 به نام روح هستی بخش آدمی

                                                              اهورا مزدا

با سلام و خسته نباشید به همه دوستان و همراهانی که به نحوی هم ما رو و هم خود را در پیدا کردن راه پاکی و راه درست زندگی کردن یاری می دهند.

(انسان با غرور می‌تازد، با دروغ می‌بازد و با عشق می‌میرد دکتر علی شریعتی)

اگر شاهد هستید که در مورد سبک کونگ فو توآ سخن کمی بیان می کنیم به دلیل آشفتگی و تحریفات و انحرافات فراوانی می باشد که در این سبک به وجود آوردند و متاسفانه اکثر همراهان ما که از راه پاکی این سبک ( گر به خود آیی به خدایی می رسی) آگاهی دارند و لی خاموشی و سکوت را اختیار کردند  که این هم به نوبه خود خیانتی در سبک می تونه به شمار بیاید.

و بدتر از آن داشتن مربیان نا آگاه در سبک می باشد که خود باعث انحراف هنرجویان از راه اصلی خود می شود که این خود جای بحث و بررسی دارد.

اما مطالبی که تا کنون در مورد( هاله ها،چاکراها و فرافکنی) قرار داده ایم مطالب جامعی می باشد که مبحث این دانستنیها در بطن کونگ فو توآ قرار دارد و لازمه آن می باشد که هر مربی و هنرجو در مورد این مباحث آگاهی لازم را داشته باشد.تا هم در زمینه فیزیکی و هم در زمینه روحی قادربه برخورد با هنرجو و شکوفا کردن استعدادهای آنها باشند.

اما جا داره قسمت کوچکی از اندیشه های دکتر علی شریعتی را هم برای دوستان بیان کنیم که به جا و مفید می باشد:

                                                        دکتر علی شریعتی

بغض هزارها درد مجال سخنم نمی دهد

 این وصیت شرعی را یک جا به دست شما می سپارم با آنها هر کاری که می خواهی بکن.....

ودیعه ام را به دست کسی می سپارم که از خودم شایسته تر است........

ملت ما مسخ می شود و غدیر ما می خشکد و برج های بلند افتخار در هجوم این غوغا و غارت بی دفاع مانده است.بغض هزارها درد مجال سخنم نمی دهد و سرپرستی و تربیت همه این عزیزتر از کودکانم را به تو می سپارم و تو را به خدا و ........ خود در انتظار هر چه خدا بخواهد. »

« بخشی از واپسین سخنان دکتر شریعتی به استاد محمد رضا حکیمی »

اندیشه ها:

شریعتی یکی از متفکران مسلمان بود و در عین حال، رویکردی نقادانه نسبت به برخی از باورهای مذهبی داشت. او به‌طور خاص، تشیع صفوی را مظهر سنت مسخ شده می‌داند و آن را توام با اسارت‌پذیری، خرافه، تقلید و جبر گرایی معرفی می‌کرد. [۳] وی همچنین از نگاه سطحی به مدرنیته نیز انتقاد می‌کرد و معتقد بود که راه پیشرفت و ترقی ملت‌های شرقی، متفاوت از راهی است که غرب پیموده‌است. [۳] البته استفاده آگاهانه از تجربیات مدرنیته در غرب، مورد پذیرش شریعتی قرار داشت.

در عین حال که وی به مکتب‌های غیر اسلامی در جهان منتقد بوده و با آنها ضدیت می‌کرد، ولی در عمل تا حدی تحت تاثیر مارکسیسم بالاخص سوسیالیم اقتصادی و سوسیالیسم انقلابی قرار داشت. در آثار و سخنان وی، رگه‌های این تاثیرپذیری در موارد متعدد مشهود است. ترجمه کتاب جوده السحار در مورد ابوذر، که عنوان ابوذر؛ خداپرست سوسیالیست را بر آن نهاد از این جمله‌است.

تشیع علوی، تشیع صفوی

در تحلیل شریعتی از تشیع میان تشیع اولیه‌ای که در دوران علی و صحابه‌اش تکامل یافت و تشیع تحریف شده توسط صفویان در ایران، تفاوت و تمایز عمده‌ای وجود دارد. درحالیکه تشیع صفوی از طریق فشار و زور تحمیل شد، تشیع علوی برپایة شناخت و عدالت بود. تشیع صفوی تنها به خلیفه اشاره داشت و نه به نهاد خلافت، به گذشته تملک داشت، نه به حال، به درد زندگی بعد از مرگ می‌خورد، و نه دوران حیات انسان. هدف تشیع علوی، رهائی شیعیان از چنگال بی‌عدالتی، حکومتهای زور، و حکام و رهبران جاهل بود. تشیع صفوی نه تنها شیعه را به مذهب تشریفات و شعایر تبدیل کرد، بلکه اصول امامت را نیز تحریف نمود و اصول عمده و اساسی مسئولیت و تعهد در قبال مستضعفین و فقرا را انکار نمود

به امید روزی که هر آنکس به هر آنچه که راه پاکی و شرف آدمی است دست یابد.

برای خواندن مطالب فرافکنی بر روی گزینه ادامه مطلب کلیک کنید.

                                                                                                           با سپاس...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط امیر در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 1 بعد از ظهر |