ابیاتی در وصف طریقت دانایی
به نام یگانه خالق برتر
اهورامزدا
دعای روز سی ام ماه رمضان: خدایا روزه مرا در این ماه بر طبق خشنودی خودت و پسند رسول تو قرار بده و استوار بدار فرعش را بر اصلش به حق آقای ما محمد و خاندان پاکش و ستایش خاص پروردگار جهانیان است.
(به یاد همه شهیدان گمنام جنبش سبز)
با سلام و درود بی همتا به ملت امید ایران که حماسه ای ماندگار را در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۳۸۸ بار دیگر با همبستگی هم رقم زدند...و با ابراز شرمندگی که نتوانستیم به خاطر اختلالات در سیستم بلاگفا مطالب را به روز کنیم.امید واریم که عذر خواهی ما را قبول کنید.
روز عید سعید فطر را به همه مردم و ملت امید ایران تبریک عرض می کنیم..
حراج منافع ملي: روياي کودتاچيان براي تثبيت خود
موجآفرینی نوزدهم: چرا بايد به هر قيمت نيويورک را سبز کنيم؟
دقایقی پیش سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با انتشار نامهای، ماجرای ربوده شدن دختر جواد امام، عضو تازه آزاد شده سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را رسما تکذیب کرد و از ریاست قوه قضائیه خواست، از پیگیری ماجرای ربوده شدن و رفتارهای زننده با دختر این عضو شورای مرکزی خود، صرف نظر کند. موج سبز آزادی، ساعاتی پیش در گزارشی که جزئیات موثق آن به دست سایت نوروز رسیده بود، خبر داد که ماجرای پشت پرده تکذیبهای تلویزیونی جواد امام در برنامه بیست و سی چه بوده است و تحت چه فشارهایی بر این خانواده این تکذیبها صورت گرفته است. انتشار نامه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و تکذیب این ماجرا نیز از این قاعده مستثنی نبوده و در واقع این نامه پیرو فشارهای اخیر بر خانواده امام و حزب متبوعش صورت گرفته است. اما علیرغم فشارهای پی در پی که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را به انتشار این نامه واین عضو ارشد این سازمان را به اعتراف علیه بلاهایی که بر سر دخترش آمده است وادار ساخت، موج سبز آزادی لازم میداند نکاتی که تاکنون به دلیل حفظ حرمت مومنان از آنها سر باز زده بود را در اینجا بیان کند تا معلوم شود چرا نه فقط جواد امام، که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی هم برای برداشته شدن فشار از عضو خود مجبور به انتشار این نامه شدهاند.
عاطفه امام، دختر ۱۸ ساله جواد امام که چند روز پیش بعد از ربوده شدن در خیابان توسط عدهای کودتاگر خودسر و بعد از بیست و چهار ساعت در بهشت زهرا رها شده بود، توسط یکی از بازداشت شدگان چند روز اخیر و در حالی که لباسهایش پاره شده بود، پیدا شد. علت اصلی رها ساختن وی هم فشارهای شدیدی بود که از طیف مذهبی جریان محافظهکار وارد شد و جریان به قول خودشان لو رفت!
یکی از مسائلی که در آن بازداشت مخوف از عاطفه امام خواسته شده بود تا بدان اعتراف کند، داشتن ارتباط نامشروع با برخی از بازداشت شدگان و نیز فرزندان سران احزاب اصلاحطلب بود. در احضارهایی که بعد از رهایی عاطفه امام صورت گرفت نه تنها از او و پدر و مادرش خواسته شد که جریان ربوده شدن خودش توسط نیروهای خودسر فعال در دخمههای تاریک تهران را تکذیب کند، بلکه برای او شرط گذاشته شد که باید بگوید این جریان توسط عدهای از فرزندان سران احزاب اصلاحطلب و همچنین برخی فعالان ستاد میرحسین موسوی صورت گرفته است.
از طرف دیگر یک عضو ارشد یکی از اعضای اصلاحطلب به موج سبز آزادی خبر داده است که بسیاری از بازداشتهای سه روز اخیر در تهران نیز برای تکمیل کردن همین پروژه کثیف صورت گرفته است. کودتاگران وارد تاریکترین مرحله دروغ و پردهدری شدهاند. دختری نوجوان را ربوده اند، حجاب از سرش کشیدهاند و آب و غذا را از او منع کردهاند، بعد هم او را با لباسهای دریده به گفته شاهدان عینی در بهشت زهرا رهایش کردهاند. بعد اولین کسی که او را در بهشت زهرا به آن حالت پیدا کرده را بازداشت کردهاند. پیرو آن خانواده و حزب متبوع پدرش را تحت فشار گذاشتهاند که کل ماجرا را تکذیب کنند و آن را به عدم تعادل روانی دخترشان ربط دهند. در آخرین مرحله هم برای اثبات دروغها و لاپوشانی آنها، جوانان احزاب را گرفتهاند که لابد تحت فشار اعتراف کنند این سناریو را آنها چیدهاند و بعد هم در یک پرده دیگر از اخبار منحوس و سراسر کذب بیست و سی این جوانان را مجبور به اعتراف به این سناریوی کثیف کنند و بار را از دوش خودشان بردارند.
در عجبیم که آیا بیشرمی و دروغ برای این نامومنان که از دین و اخلاق بویی نبردهاند حد و مرزی هم دارد؟ چرا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که اعضای آن از صدیق ترین یاران انقلابند برای برداشتن بار از دوش خانواده عضو حزب خود باید وادار انتشار چنین نامهای شوند؟ سوال دیگری که ذهن هر عاقلی را به خود مشغول میکند این است که اگر این نامه تحت فشار منتشر نشده چرا در سایت رسمی سازمان مجاهدین به عنوان تریبون اصلی این حزب نیامده است و باید خبر را از طریق سایتهای دیگر دریافت کنیم؟
باید به مجریان کودتا که از بیشرمانهترین رفتارها در این سه ماه برای تثبیت جایگاه غصبی خود در قدرت استفاده کردهاند هشدار داد که دست از این فشارها و دروغپردازیها بردارند و احیانا اگر ذرهای شرف برایشان باقی مانده است جوانان شریف و پاک احزاب اصلاحطلب را در اسرع وقت آزاد کنند.
در همین رابطه: سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی موارد ذکر شده در نامه خود به آیت الله لاریجانی در خصوص عاطفه امام را منتفی اعلام کرد.
کروبی در دیدار اعضا جامعهی پزشکی: طرف اصلی آنها مردم هستند که خودشان در صحنهاند
جمعی از پزشکان و دندانپزشکان عضو هیات علمی دانشگاه بعدازظهر پنج شنبه با حضور در منزل حجه الاسلام و المسلمین کروبی با وی دیدار کردند.
به گزارش موج سبز آزادی، این عده از جامعۀ پزشکی که نوعآً از مسئولان و فعالان دانشگاهی در دوران اصلاحات بودند هدف خود را از این دیدار اظهار تشکر از ایستادگی آقای کروبی بر مواضع بحق و مردمی وی در جهت استیفای حقوق آسیب دیدگان و بازداشت شدگان پس از انتخابات و رساندن صدای مظلومیت آنان به گوش مسئولان و جامعه بیان کردند. این جمع خود را نمایندگانی از طرف ملت نامیدند که اراده کرده است نگذارد حقوق اساسی اش که در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده و در راس آنها حق حاکمیت بر سرنوشتشان است پایمال شود و از اینکه رهبران جنبش سبز ملت آنان را در این مسیر همراهی و هماهنگ می کنند سپاسگزاری کردند.
سپس آقای کروبی با اشاره به صحبت های مطرح شده گفت: من هر کاری را که وظیفه تشخیص بدهم انجام می دهم و هر پیامدی هم داشته باشد تحمل می کنم. ما چیزهایی را در روند انتخابات احتمال می دادیم ولی این میزان تقلب و این گونه برخوردهای خشن با اعتراضات مردمی را پیش بینی نکرده بودیم. فضا را بیش از حد سنگین کرده اند. ما در مبارزات پیش از انقلاب این شدت برخورد و بعضی از این رفتارها را نمی دیدیم. هر حدی از مبارزه، حدی از برخورد را بدنبال داشت ولی الان اصلاً معلوم نیست چرا می گیرند و چرا می زنند. حرمت خانمها خیلی بیشتر رعایت می شد. الآن دختر را جلوی مادرش کتک زده اند و بعد برده اند. ما این کارها را نمی فهمیم.
وی دیدار و ارائۀ اسناد به کمیتۀ ویژۀ قوۀ قضائیه در مورد وقوع تجاوز در بازداشتگاهها را بی فایده دانست و با تشریح روند کار، گزارش فوری، بدون بررسی واقعی و جهت دار این کمیته را ناشی از دستور از بیرون برآورد کرد و گفت آنها به سندهایی که من به آنها ارائه کردم توجه نکردند و حرف خودشان را زدند.
وی با اشاره به ملاقاتهایی که برخی از سران جناح مقابل با او داشته اند گفت آنها به من می گویند تو تند رفته ای اما با این حال نگران این نوع برخوردها با ما و مردم هستند و به همین دلیل توصیه می کنند پیگیر نباشیم تا اوضاع آرام شود گفت: کسانی که الآن در طرف مقابل تصمیم گیر هستند و حتی موجب نگرانی این افراد نیز شده اند چندان دگم و تنگ نظر هستند که قادر به دیدن واقعیت ها نیستند و ما را دست خالی حساب می کنند در حالی که طرف اصلی آنها مردم هستند که خودشان در صحنه اند و ما به پشتوانۀ حمایت مردم و از طرف آنها پیگیر رأی و حقوق قانونی شان هستیم.
کروبی با اعلام اینکه برای او پرونده ای تشکیل داده اند تا به دادگاه بفرستند گفت وقتی خواستند برگۀ ابلاغیه را به رویت من برسانند زیر آن نوشتم: برای من فرصت خوبی خواهد بود تا در دادگاه جنایت هایی که روی شاه را هم سفید کرد بازگو کنم و بعد امضا کردم. وی پیش بینی کرد این دولت به این گونه دوام نخواهد داشت و تأکید کرد ما باید بر هویت خودمان ایستادگی کنیم و بگوئیم خط امامی واقعی ما هستیم و خواهان جمهوری اسلامی به معنای کامل آن می باشیم. وی سپس تأکید کرد باید در راهپیمائی روز قدس شرکت کرده و آن را با شکوه تمام برگزار کنیم.
یک روز به يادماندنى ديگر در تاريخ: حضور سبزمردم در روز قدس
راهپيمايى روز جهانى قدس ديروز در سراسر ايران برگزار شد. در اين مراسم که از ساعت 10 صبح به صورت رسمى آغاز شد طيفهاى سياسی، اقشار اجتماعى و مسئولان مختلف نظام حضور يافتند.
به گزارش روزنامه حياتنو، با وجود حضور گسترده نيروهاى لباس شخصى در خيابانهاى اطراف دانشگاه تهران و زد و خوردهاى پراکندهاى که ميان آنها و تعدادى از راهپيمايى کنندگان به وقوع پيوست، صدها هزار تن از حاميان موسوى با در دست داشتن عکسهايى از ميرحسين و نمادهاى سبز ضمن حمايت از ملت مظلوم فلسطين و آزادى قدس شريف مخالفت خود را با عملکرد دولت محمود احمدىنژاد اعلام کردند.
معترضان که مراسم ديروز را فرصتى مهم براى حضور در سطح شهر و اعلام اعتراض خود مىدانستند به دليل ممانعت نيروهاى لباس شخصى و ماموران انتظامى امکان نزديک شدن به دانشگاه تهران را نيافتند و عمدتاً در خيابانهاى کارگر شمالي(اميرآباد)، آزادي، بلوار کشاورز، ميدان وليعصر(عج)، کريمخان زند، ميدان هفتتير، خيابان وليعصر(عج) به راهپيمايى و سر دادن شعار پرداختند.
در همين حال شاهدان عينى از زد و خوردهاى پراکنده و دستگيرى برخى معترضين توسط نيروهاى لباس شخصى و ماموران انتظامى خبر مىدهند. از شليک گاز اشکآور در برخى خيابانها نيز خبرهايى رسيده است. در راهپيمايى ديروز ميرحسين موسوي، مهدى کروبي، سيد محمد خاتمى و برخى ديگر از چهرههاى سرشناس اصلاحطلب از يکسو و مسئولان رسمى عالىرتبه از جملههاشمى رفسنجانى با حضور در بين مردم اين روز را گرامى داشتند.
به گزارش خبرنگار حيات نو با حضور خاتمي، موسوى و کروبى در بين مردم تعدادى از نيروهاى لباس شخصى تلاش کردند با سردادن شعارهايى به مخالفت با آنها بپردازند که با حضور مردم و حاميان آنها در اطراف ايشان اين تلاش به نتيجه نرسيد. اين تلاشها در حالى صورت مىگرفت که پليس نيز در محل حضور داشت. خبرهاى رسيده از شهرهاى بوشهر، رشت، تبريز، اصفهان، شيراز، اهواز، مشهد و برخى ديگر از شهرها حاکى است که صدها هزار تن از معترضان به نحوه برگزارى انتخابات 22 خرداد در کنار ساير اقشار جامعه خواستار احقاق حقوق خود و حمايت از موسوى و کروبى شدند.خبرهاى رسيده از شهر قم نيز حاکى از آن است که شعارهايى در حمايت از برخى مراجع منتقد دولت سر داده شده است.
گزارشهايى که تا لحظه تنظيم خبر به تدريج از شهرهاى مختلف مىرسيد، حاکى است که در اغلب شهرها مردم با سر دادن شعارهايى در حمايت از جنبش سبز در راهپيمايى شرکت کردهاند. مردم اصفهان پس از حمله ماموران به راهپيمايى سبزها در دروازه دولت به سر دادن شعارهاى تند پرداختند.بيش از هزار تن از دانشجويان نيز که قصد داشتند از کوى دانشگاه صنعتى اصفهان به راهپيمايى بپردازند از سوى يگانهاى ويژه محاصره شدند. ماموران در حالى که دانشجويان به سردادن شعارهايى در حمايت از موسوى و کروبى پرداختند با آنها درگير شدند. در مشهد يگانهاى ضد شورش خيابانهاى منتهى به حرم را در محاصره گرفتند.
بازداشت تعدادی از راهپیمایان روز قدس
بنابر اعلام نیروی انتظامی، روز گذشته تعدادی از مردم تهران به اتهام تلاش برای آسيبرساندن به اموال عمومی از سوی پليس دستگير شدهاند.
مهدی احمدی، رئیس مركز اطلاعرسانی نیروی انتظامی تهران در گفتگو با خبرگزاری ایلنا، ضمن اندکخواندن جمعیت خیرهکننده راهپیمایانی که روز گذشته و در جریان برگزاری راهپیمایی سبز روز قدس تهران، از میدان هفتتیر به طرف میدان ولیعصر حرکت کردند، اظهار داشت كه پلیس برخوردی با این خیل عظیم مردم نداشته است.
اگرچه معلوم نیست در چنین راهپیمایی که حتی از طرف نیروی انتظامی قانونی تلقی میشود، چرا مسئول حفظ امنیت مردم باید با مردم برخوردی داشته باشد، وی ادعا کرد که در این میان گروهی به قصد اخلالگری و آسیبرساندن به اموال عمومی در حركت بودند كه پلیس پیش از آنكه این عده آسیبی وارد کنند آنها را دستگیر كرده است.
سه نوه دیگر آیت الله منتظری به همراه همسرانشان بازداشت شدند
بنا به یک گزارش دریافتی چهار روز پس از دستگیری سه نوه آیت الله العظمی منتظری دیروز ظهر حدود ساعت دوازده نیروهای امنیتی قم حامد، ناصر و هاجر منتظری سه نوه ی دیگر آیت الله العظمی منتظری به همراه مرضیه الهی نیا همسر حامد منتظری و سارا عزیزی همسر ناصر منتظری و همچنین لعیا ربانی دختر مرحوم آیت الله ربانی املشی، بتول مصطفوی منتظری عروس ایشان و محمد حسین ربانی و زهرا دوست محمدی نوه های ایشان، در راهپیمایی روز قدس دستگیر شدند.
دستگیری زمانی آغاز شد که یکی از مامورین زن هنگام بازداشت هاجر منتظری دست او را گاز گرفت. این افراد حدود ساعت یازده آزاد شدند و به گفته آقایان از زمان افطار تا زمان آزادی به انها آب داده نشده بود. لازم به تذکر است حجت الاسلام احمد منتظری داماد آیت الله ربانی املشی می باشد.
منبع: میزان پرس
ایرنا از ترس لو رفتن حقیقت خودکشی کرد!
دستپاچگی کودتاگران در اعتراف به قتل شهید محمدجواد پرنداخ
خبرگزاری ایرنا بالاخره اعتراف کرد که کشته شدن محمدجواد پرنداخ بر اثر فشارهای وارده بر وی در زندان حقیقت دارد.
این ارگان خبری وابسته به دولت کودتا، خبر کشته شدن این شهید مظلوم را تحت عنوان یکی از افرادی که در جریان اعتراضات اخیر دستگیر شده و سپس خودکشی کرده بود منتشر کرد. این در حالیست که جسد این جوان چندی پیش با این شرط به خانوادهاش تحویل داده شد که از آنان خواسته بودند علت مرگ فرزندشان را سانحه رانندگی عنوان کنند. اما اکنون با دستپاچگی تمام و اعلام خودکشی این جوان و زدن انگ اغتشاشگر به وی، دست شکنجهگران و قاتلان این شهید به وسیله تریبون خبرگزاری خودشان رو شد!
ایرنا با سانسور اخبار مربوط به شکنجهها و فشارهای وارده بر این شهید مظلوم در دوران بازداشت، او را که چندی پیش فیلمی مربوط به لحظاتی پس از خودکشیاش در زیر یکی از پلهای عابرپیاده اصفهان در اینترنت منتشر شده بود، یکی از عوامل اصلی اغتشاشها در اصفهان معرفی کرده است.
ایرنا نوشت: «یکی از دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان به نام «محمدجواد-پ» اهل گیلانغرب کرمانشاه و دانشجوی کارشناسی ارشد رشته پتروشیمی با پرت کردن خود از پل عابر پیاده واقع دربلوار کشاورز اصفهان اقدام به خودکشی کرد. گفته می شود وی یکی از عوامل اصلی درگیری ها و ناآرامی های خردادماه گذشته دانشگاه صنعتی اصفهان بوده است. شاهدان عینی اعلام کرده اند که نامبرده که به اتفاق پدرش در منزل یکی از بستگانشان در شهر اصفهان مهمان بوده اند، پس از درگیری و مشاجره با پدرش، در حالتی جنون آمیز به بالای پل عابر پیاده رفته و اقدام به خودکشی می کند.»
خبر ایرنا در حالی منتشر شده که پیشتر وبسایت جرس در مورد این فرد نوشته بود: محمدجواد پرنداخ دانشجوی شهیدی که پیکر او روز پنج شنبه در گیلانغرب به خاک سپرده شد، پس از چندبار احضار و بازجویی در آخرین احضار به اداره کل اطلاعات اصفهان ناپدید و جسدش بی جانش به خانواده اش تحویل داده شده است.
ظاهرا پزشکی قانونی علت کشته شدن این دانشجو را«برخورد جسم سخت به جمجمه» اعلام کرده بود ولی نهادهای امنیتی ضمن فشار برخانواده این دانشجوی کرد به آن ها گفته بودند که باید علت کشته شدن فرزندشان را«سانحه رانندگی» عنوان کنند.
به دنبال انتشار خبر تشیع پیکر محمد جواد پرنداخ در زادگاهش گیلانغرب، سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان جزئیات بیشتری از نحوه کشته شدن این شهید جنبش سبز را اعلام کرده بود.
بر طبق این گزارش محمد جواد پرنداخ متولد 1365 در شهر گيلان غرب استان كرمانشاه و دانشجوی مهندسی پتروشيمی دانشگاه صنعتی اصفهان پس از شركت در تجمعات دانشجويان دانشگاه اصفهان در اعتراض به تقلب گسترده در انتخابات به منزل خود در گيلان غرب باز میگردد اما پس از چند روز از طرف اداره اطلاعات اين شهر احضار و به تأمين وثيقه 30 ميليون تومانی تا زمان بازگشت به اصفهان و مراجعه به اداره اطلاعات اين شهر مكلف می شود.
محمد جواد پرنداخ در وقت تعیین شده از سوی اداره اطلاعات به همراه يكی از اعضای خانواده خود به اصفهان رفته و طی دو روز متوالی در اداره اطلاعات اصفهان حاضر و مورد بازجويی قرار میگيرد.
او پس از دو روز بازجويی در اداره اطلاعات اصفهان، صبح روز سوم نیز بنابر احضار اداره اطلاعات برای تداوم بازجویی ها و اعزام به دادگاه،برای حضور مجدد در اداره اطلاعات اصفهان منزل را ترك کرد اما حوالی ظهر همان روز جسد محمدجواد پرنداخ در زير يكی از پلهای شهر اصفهان يافته شد.
همچنین خانواده محمد جواد پرنداخ خانواده گفته اند که كشته شدن محمد جواد پرنداخ، با توجه به عدم معرفی قاتل و مشكوك بودن نحوه قتل برای آن ها مشکوک و مبهم است، و کشته شدن این دانشجو هم زمان با احضار مكرر او به نهادهای امنیتی برابهام ها افزوده است.
گفته می شود که این دانشجو در زمان بازداشت مورد شکنجه و تجاوز قرار گرفته ومتعاقب آن به خاطر مسائل روحی دست به خودکشی زده است. این خبرها هنوز تایید و یا رد نشدهاند.
اقدام شتابزده ایرنا برای معرفی پرنداخ به عنوان یکی از عوامل اصلی اغتشاشات در اصفهان و سپس خودکشی بیربط و مشکوک او چنین گمانهای را تقویت کرد که شبکه مافیایی امنیتی سعی در حذف شاهدان چنین شکنجهها و تجاوزاتی در زندانهای جمهوری اسلامی هستند.
به دلیل اعمال فشارهای کودتاچیان، آیتالله منتظری نماز عید فطر را اقامه نخواهند کرد
آیت الله منتظری به دلیل فشارهای وارده از سوی کودتاگران از اقامه نماز عید فطر باز ماند.
به گزارش پایگاه خبری آیت الله منتظری «پس از سالها برگزاری نماز عید فطر به امامت معظم له که به خاطر کثرت جمعیت و ضیق مکان نمازگزاران دچار مشکل می شدند، امسال به دلیل محدود بودن مکان، پلمب بودن حسینیه معظم له و شرایط سنی ایشان این نماز اقامه نخواهد شد. »
از هفته گذشته و پس از نامه شجاعانه و سرگشاده آیتالله منتظری خطاب به علما و مراجع، فشارها بر بیت ایشان افزایش یافته است. تا کنون سه نوه آیتالله منتظری و همسر یکی از نوههای ایشان بازداشت شدهاند.
مهدی جامی
من در تاریخ سی ساله انقلاب روزی را مانند روز قدس امسال نمیشناسم که بهروشنی نشان داده باشد ملت ما تقسیم شده است. دو ملت بیگانه از هم در کنار هم. ملتی که ساخته دولت است و ملتی که خودساخته و خودبنیاد است. به زبان دیگر، روز قدس پایان راه ملت سازی دولتی در ایران بود. تمام قرن بیستم دولتها کوشیدند ملت بسازند و آن ملت را پشت سر خود جمع کنند. آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت. مثال عالی آن شوروی بود. مثال دانیاش کوبا. این میان هم بسیاری جا گرفتهاند از ناصر و تیتو تا مائو. مساله با فروپاشی شوروی دگرگون شد، اما پیش از آن چند سالی بود که مساله رهبران انقلاب ایران شده بود. این پایان آن راه است برای رهبران ایران هم.
همه ما و خاصه نسل انقلاب این دوگانه شدن ملت را بروشنی دیده و بر آن شهادت می دهد. عاقبت این راه همین بود که یکی به احمدی نژاد ختم شود و رهبری که کسی نمانده تا بر او ولایت داشته باشد و یکی به آزادی از این تبعیض بزرگ و ملی؛ نفی گرایش به نادیده گرفتن هر کس که با دولت نیست. این راهی بی بازگشت است. ازیرا که ملتی که امروز می بینیم سالها ست که دارد تمرین می کند چگونه بی دولت زندگی کند.
حالا دیگر حوصله اش سر رفته است. نمی تواند ببیند که همه عده و عده کشور با همین ملت سبز است و دولت غاصبانه او را نادیده می گیرد. تمام سی سال تبعیض و توهین و تحقیر در همین ادعای دروغ جمع است که معترضان اندک بودند و چند صد تنی بیش نبودند. این شاهد آن است که آنها ما را نمی بینند. اما مساله این است که اگر تا دیروز فکر می کردند نباید ببینند چون حق با انها ست و روح انقلاب جهانی در آنها دمیده و ایشان برگزیده ها خداوند قهارند امروز که همه پر-و-پوش شان ریخته و چیزی جز اسکله های قاچاق برایشان نمانده و حلقه متقلبان و حمایت آزادی ستیزانی چون روسیه و چین، به دروغ وا می نمایند که نمی بینند.
آنها امروز متوحش اند از اینکه برایشان کسی نمانده است. هیچ نخبه و فرهیخته و صاحبنام و خوشنامی در اردوی آنها نیست هیچ منصف و دینداری به ایشان دیگر باور ندارد. آنها بر باور مردمی سوار اند که دیر یا زود بیدار می شوند چون از روی ایمان و سادگی و خوش قلبی به این جماعت غاصب دروغزن اعتماد کرده اند. اینکه غاصبان از رسانه می ترسند از همین جا ست. آنها باید مردم را در بی خبری نگه دارند. مردمی که به آنها باور دارند. با آگاهی دچار تردید خواهند شد بعد این آگاهی پوست می ترکاند. به قول سروش علم آدم را یا می کشد یا زنده می کند اما وقتی دانستی دیگر بی تفاوت نمی توانی ماند. همه هنر دولتمداران ولایت محور به تاخیر انداختن این آگاهی است.
برنامهریزی برای دستگیری کروبی و موسوی، پس از راهپیمایی روز قدس
به گفته یک منبع آگاه، نیروهای امنیتی بر اساس زمینهچینیهای صورت گرفته قصد دارند پس از برگزاری راهپیمایی روز قدس میرحسین موسوی و مهدی کروبی را دستگیر کنند.
این منبع آگاه در ادامه به پایگاه خبری نوروز گفت: الزام دستگاههای دولتی به دادن مرخصی به کارکنان خود در روزهای شنبه و دوشنبه این هفته برای خالیشدن شهر و مساعد کردن زمینه برای انجام این دستگیریها ارزیابی میشود.
وی همچنین احتمال داد که با توجه به زمینهچینیهای صورت گرفته و برای ایجاد بهانهای برای این دستگیریها، درگیریهای از پیش برنامهریزی شدهای نیز در روز قدس ایجاد خواهد شد تا بعدا به جنبش سبز مردم نسبت داده شوند.
حاکمیت دروغ در ایران در روز قدس سقوط کرد
مسیح علینژاد
امروز اولین روز قدس در ایران است که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران ناگهان از پخش مستقیم راهپیمایی مردم باز ایستاد. امروز اولین روز قدس در جمهوری اسلامی ایران است که حاکمیت بر خلاف سالهای گذشته به جای تشویق مردم به حضور در راهپیمایی، آنها را ترغیب به خانه نشینی و تهدید به برخورد کرده است.
امروز اولین روز قدس در جمهوری اسلامی ایران است که رییس دولت به هنگام سخنرانی از تریبون نماز جمعه، شعار « دروغگو برو گمشو» را می شنود و بلندگوهای پر قدرت کارگزاری شده در دانشگاه تهران هم نمیتواند صدای مردم را تحت اشعاع قرار دهد.
امروز اولین روز قدس در ایران است که شب قبل از برگزاری مراسم همه مشوقان جوانی که تبلیغ به حضور در راهپیمایی کرده بودند را به بند و حبس کردند. امروز اولین روز قدس در ایران است که ، عمامه یک روحانی (سید محمد خاتمی) توسط دوست داران دولت به زمین افتاد. امروز اولین روز قدس در ایران است که رهبر ایران، از حضور میلیونی مردم در خیابانها اصلا خوشحال نیست چون پیش از این مردم را هشدار داده بود که شعارهای انحرافی ندهند و امروز با شنیدن شعارهای نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران ، به وضوح می بیند که فصل اطاعت از او رویایی بیش نیست.
امروز اولین روز قدس در ایران است که شیخ مهدی کروبی در کسوت رییس سابق مجلس ایران و میرحسین موسوی در مقام نخست وزیر سابق ایران و سید حسن خمینی از خانواده بنیانگذار انقلاب اسلامی، مردم را برای یک اعتراض علیه شکنجه و شهادت مردم توسط نیروهای امنیتی تحت نظارت برخی دیگر از مسولان جمهوری اسلامی دعوت کرده اند. امروز اولین روز قدس در ایران است که بسیاری از چهره های شاخص یک نظام بر علیه بخش های دیگری از نظام به خیابان آمده اند. اگر همه روسای جمهور و نخست وزیر و روسای مجلس سابق یکی از کشورهای غربی ماننند انگلیس، فرانسه آمریکا بر علیه دولت و حاکمیت این کشور در خیابان شعار می دادند، دولت ایران و رهبری ایران چه واکنشی نشان می داد؟
به راستی اگر این همه اتفاق یک جا و با هم در یکی از کشورهای غربی رخ می داد، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران چه می کرد و حالا چه می کند؟ آیا صدا و سیمای تحت نظارت رهبری در آن صورت خبر از سقوط دولت و حاکمیت آن کشور نمی داد؟ امروز در ایران نیز چنین شد. و مردم خودشان گزارش می دهند : حاکمیت دروغ در ایران سقوط کرد. بی اغراق شعارها و جمعیت بی هراسی که بر علیه کودتا گران و دیکتاتور مسلکان به خیابان آمده اند و فریاد می زنند:« ایران شده فلسطین، مردم چرا نشستین» صدا و سیما را ناگزیر به قطع پخش زنده گزارش های خیابانی خود کرده اند، همه گواه سقوط دولت و حاکمیت فعلی ایران است که با سکوت صدا وسیما هم انکار شدنی نیست.
پس از قتل ها، تجاوزها و ترساندنها، سبزها باز هم آمدند. تهران، شیراز، اصفهان، اهواز، بوشهر، مشهد، کرمانشاه، رشت و ... همه سبز شده بودند.
در طی این سه ماه بعد از انتخابات با روشهای مختلف سرکوب از دستگیری، ترساندن و تهدید کردن، از ضرب و شتمها در خیابان، از فشار و شکنجه و قتل و تجاوز در زندان ها، از بستن روزنامه ها و سایتها تا تبلیغات صدا و سیما، بستن انجمنها و دفاتر احزاب، همه و همه را بکار بستند و این رویه ها کما بیش ادامه دارد.
دوبار رهبر در نمازجمعه و در چندین جلسه در بیت خودش (از سری جدید سریالهای دیدارهای پشت سر هم به بهانه های مختلف) تهدید کرد و در هر دوبار مردم را از ادامه اعتراضاتشان پرهیز داد.
تهدیدهای سخنرانان و امامان جمعه و فرماندهان سپاه و حتی تشکیل شتاب زده دولت دهم و رای اعتماد سفارشی و هزار راه مختلف را آزمودند برای جمع کردن بحران، اما دیروز باز هم سبز پوشها آمدند و از آزادی دفاع کردند و دروغ و دیکتاتوری را نفی.
کم نبودند و نیستند کسانی را که می شناسم که نتوانستند و نمی توانستند بیایند. کسی را می شناسم که از گازی که در روزهای اعتراض استشمام کرده است هنوز به نزد پزشک می رود و دوستی از شدت ضرباتی که در آنروزها بر بردنش زده اند پیگیر امور درمانی اش است. دوستی را می شناسم که تهدید شده است و با تعهد آزاد است. دوستی را می شناسم که او را از زمان طرح اراذل و اوباش به بهانه اراذل بودنش در وضعیت بلاتکلیف دادگاه و کلانتری همچنان معلق نگاه داشته اند تا این روزها به بیرون نیاید. دیگری را می شناسم که دوستانش دستگیر شده اند و هر لحظه نگران دستگیری خود است. دوستی دیگر از خانه دور شده است و از دلهره دستگیری در شهرستان است. دوستی ناامید از رایی که داده است و از اینکه بالاخره دولت دهم به سر کار آمده است دلسرد است. دوستی از اینکه نامش در میان امضاء های آنروز های حمایت از موسوی است این روزها خود و تلفنش را تحت کنترل می داند. بسیاری از مردم نیز دسترسی به اینترنت (تنها مجاری باقی مانده ارتباطی و اطلاع رسانی) ندارند و بسیاری نیز از حضور در تجمعات بدلیل آنچه دیدند و شنیدند از خشونتها پرهیز می کنند. با این همه میلیون ها نفر آمدند و شجاعانه شعار دادند و سنبلهای سبز با خود آوردند. با تمام فشارها و سرکوبها و کشتارها باز هم پایدار ایستاده اند و آمدند و باز هم می آیند.
دیگر نتوانستند تلفنها را قطع کنند! اما اینترنت را برای ارسال عکسها و فیلمها ساعاتی قطع کردند(اینجا) و حتی یاهو و جی میل را فیلتر کردند. اما دیگر گارد را به سختی توان تشخیص میان روز سبز و روز قدسی بود برای حمله و خشونت. صدا و سیمای ضد مردمی تنها حوالی دانشگاه تهران در خیابان انقلاب و میدان فلسطین را نشان می داد و دم از وحدت ملی می زد!
جنبش راه سبز امید با هوشیاری مدیریت کرد. در هیچ اطلاعیه ای از خشونت و حمله متقابل گفته نشد و تنها از اعتراض و شعار هایی مثل نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران بسیار بود.
آنها صدا و سیما داشتند و دوربین. آنها کارمندان و حقوق بگیران را داشتند. آنها سپاه و ارتش و نیروهای مسلح را داشتند و اتوبوس و مینی بوس و امکانات دولتی بسیار. آنها پلاکاردهای رسمی و پرچم های از قبل چاپ و توزیع شده را داشتند. آنها شعارها کلیشه ای داشتند و رسمی. آنها تریبون نماز جمعه داشتند. آنها همه جا بلندگو داشتند آنهم با بلندترین صدا. آنها نیروهای هماهنگ داشتند. آنها دوربین های مجهز داشتند. آنها باتوم داشتند و گاز اشک آور. مردم هیچیک از اینها را نداشتند. مردم با نداشته هایشان اخبار را به سراسر دنیا مخابره کردند. مردم هیچ رسانه ای فراگیر برای اطلاع رسانی نداشتند و ندارند. مردم سینه به سینه و تن به تن خبر رسانی کردند و می کنند. کیهانیان ساده لوح امروز خبر زدند که اینها همانانی هستند که ماهواره دارند و اینترنت! هنوز نمی خواهند درک کنند که با تجاوز و اعتراف و زندان ره به جایی نبردند و با جمع کردن ماهواره ها و قطع اینترنت نیز به جایی نخواهند رسید. جنبش راه سبز امید با حرکت دیروز خود مرحله جدیدی را از حیاتش آغاز نموده است. به قول دوستی در فیسبوک خجسته باد این پیروزی.
منبع: وبلاگ یک اسفند
ادامه مطلب


